آخي
عجب قالب دوست داشتني بود اين! رفيقم رفيقاي قديمي!
قالب هم قالبهاي قديمي! وبلاگم وبلاگاي قديمي
...
شايد يه روز برگردم! اگه برگردم يا براي هميشه مي مونم يا تو رو با خودم مي برم
تو بي نهايت شب...
تو بي نهايت شب، وقتي نگات مي خنديد.
چشماي خيره من اندوهتو نمي ديد!
چرا غريبه بودم با غربت نگاهت
تصويرمو نديدم تو چشم بي گناهت
كاشكي براي قلبتو يه آسمون مي ساختم .
روح بزرگ تو روچرا نمي شناختم!
آيينه گريه مي كرد وقتي تو رو شكستم .
ستاره پشت در بود وقتي درا رو بستم!!!
××××××××××××××××××××
تو بودي و سكوت و غروب سرد پاييز
باغچه رو زيرو رو كرد،برگهاي زرد پاييز.
حالا من غريبه دنبال تو مي گردم
با قلب آسموني كمك كن تا بر گردم!
باز گشت!!
خدايا خدايااااااااااا! به همه مقدسات عالم! قسمت مي دم منو از اين وضعيت نجات بدي!!
فقط همين يك بار!!
فقط همين يك بار!
فقط همين يك بار به چشمات اعتماد كن!
مي دونم مي دونم خيلي دروغ شنيدي! مي دونم بارها گفته ميشه ونشده اما فقط يكبار.
خسته اي ! دلشكسته اي! ديگه تحمل اين همه تنهايي رو ندارم!
الان كه داشتم اين متنو تايپ مي كردم يهو يه پيغام برام اومد! ((بچه ها ماهو ببينيد داره مي گيره)) سند تو ااول!!
ماه داره مي گيره ! فقط برا چند دقيقه. اونو قت دل من و شما يه عمر گرفته اما كسي ما رو نمي بينه!!! واقعا مضحكه!!!
ماه من كه سالهاست پشت ابره!!
اصلا احساس خوبي ندارم . نسبت به زندگي!
خير سرم بايد يه مقاله بنويسم زياد فرصت ندارم.! چي ؟مقاله برا چي! ؟ براي اينكه نيم نمره فقط نيم نمره به نمره پايان نامه ام اضافه شه!! مي دونم اگه لازم بشه –كه حتما ميشه- و كارم به دقيقه نود بكشه!!! از جونم مايه مي زارم!!! آخه اين قانون زندگيه!!!
امشب خونه تنهام!!! قرار بود كه برم شمال اما نرفتم. عدم قدرت تصميم گيري ،مثل يه غده سرطاني تمام وجودمو داره مي گيره!!! حتي براي بيرون رفتن از خونه! براي يك خريد ساده مثل مانتو خريدن!!!
و در ابعاد بزرگ تر كه لازم نيست بگم!!!
اما تو رو خدا فقط همين يه بار به چشمات اعتماد كن!!! به چشماش اعتماد كن!!! قرار نيست كه تمام فريب هاي عالم نثار تو بشه!!! شايد اينبار چشماي اونم با چشات صحبت كرده باشه!!!
شايدم نه!!! اما خواهش مي كنم!!! فقط چند ماه ديگه صبر كن. اونوقت هر كاري دوست داشتي بكن!!! اصلا برو بمير!!!
آخی چقدر دلم برا اين قالبم تنگ شده بود!!
نوش دارو بعد...
جان! حالا كه ما داريم مي ريم. همه چيز رو به راه شده مي دونستيم زودتر رفع زحمت مي كرديم!!!
واقعا متاسفم!!!
بزودي اسبا كشي دارم!!!
براي شمايي كه عادت دارين چوب لاي چرخ مردم بذارين بيشتر متاسفام!!!
...
راه عاشقي!!!(1)
اهم اهم. سلام
خوب هنوزم هيچ فرقي نكرده. با گذشت چيزي شايد حدود يك ماه. نمي دونم!! شايدم بيشتر.
اما اين دوري كه مي گن دوستي مياره .خيلي هم بيراه نگفتن.
شايد اگه فرصتي براي ديدنش نه يك بار بلكه صد ها بار داشتم. اينقدر دلبسته وشيفته اش نميشدم. بت سازي و بت پرستي معمولا وقتي رخ مي ده كه دقيقا از طرف مقابلت چيزه زيادي نمي دوني!!!
حالا مي خواد اين بت مربوط به هر چي باشه!!!
وقتي مي خواي كسي تكيه گاهت بشه!!! اون وقت اونو در خيالت يه آدم كامل وبه قول بچه هاگفتني پرفكت تصور مي كني!!! نه اونطوري كه واقعا هست يا مي تونه باشه!!!
××××××××××××××××××××
خيلي زياد فكر نكردم . يا به توصيه دوست بسيار عزيزم لوكال، نگاه نكردم!!!
گاهي وقتا خيلي فكر كردن راهش نيست. گاهي وقتا بايد يه كاري كرد. كه خيالت راهت شه!!! اما مرد عمل !!ببخشيد زن عمل مي خواد كه من با ترديدي كه هميشه مث خوره همراهمه، هيچ كاري نمي تونم بكنم!!
نمي دونم آيا مرور زمان اين باركمكي به حل قضيه مي كنه يا نه!!!
××××××××××××××××××××
بر مي گردم به 3 -4 سال قبل. وقتي كه كارت عروسي اولين عشقم. (عشق پاك دوران نو جواني +نيمچه جواني) به دستم رسيد!! خيلي غير منتظره نبود خب .چون در جريان بودم! اما يكباره فرو ريختم!!! من كه حتي ديدن يك كلمه روي اوراق امتحاني مادرم خاطره اونو برام زندگي مي كرد. يكباره تمام اميد حتي براي زنده بودن را از دست دادم .
مثل همه آدماي ديگه كه اين جريان براشون پيش مياد فكر مي كردم مدت زيادي دووم نمي يارم. اما موندم !!! موندم واون جريان منو ساخت !!! (يعني فك مي كنم) .
من براي اولين بار پس از ده سال. براي خودم يه راهي رو انتخاب مي كردم! مسيري كه اون توش نبود ! هيچ اثري ازش نبود. فراموش نشد!!! اما ديگه حضور هم نداشت.
خيلي دنبال جايگزين براش نبودم .اما خب اي!!!!
××××××××××
... وامروز !!! داره دوباره يه چيزايي تكرار ميشه!
به بايد ونبايدش فكر نكردم!!!
اما مي دونم كه بودن ونبودنش برام مهمه!!
لااقل الان. از آينده اطلاعي ندارم.
در حال، زندگي كردن آينده رو برا آدم تاريك مي كنه!!! شايدم برعكس!
....
مازوخيزم!!!
اصلا مي دونين چيه!!!من مريضم!
من عادت دارم يه نفر و دوست داشته باشم. اما براي شناختن طرف ورسيدن بهش هيچ كاري جز غصه خوردن نكنم!!!
آقاي خدا متشكرم كه دوباره اين احساسو بهم برگردوندي!!
اينكه مث خل وچل ها از صبح تا شب به يكي فكر كنم! شب تا صبح به ياد يكي سر كنم.
دستت درد نكنه!!! خيلي از اينكه به خودم سخت بگيرم و زجر بكشم لذت مي برم!!!
خيلي درد شيرينيه!
جرات دارين شما هم امتحان كنين!!
اين كارا دلو جرات مي خواد!
نوعي اعتياد مياره!!!
×××××××××××
فقط امان از روزي كه به آخر خط برسي.
امان از روزي كه چشاي بصيرتت واشه ببيني كه چه بلايي سر خودت آوردي و بهترين لحظات زندگيتو و جوونيتو حروم كردي!!!
اون وقته كه...
